من و همسرم و یه دنیا خوشبختی

mon mari et moi et beaucoup de bonheur

سلام

امشب واسه افطار مهمون دارم

مامان اینا و خالم و برادرام.... و 2 تا مهمون  ویژه از نوع وروجک.... 2 قلوهای یک ساله برادر کوچیکم  (سحر و صبا) هم میان

به همین مناسبت کلیه وسایل و لوازمی رو که ممکنه با اون خودشون رو به کشتن بدن رو زدیم سر مییخ. روی دیوار..!!!!!!

در  شیشه ای بوفه ها  رو هم چسب زدم...

البته اونا خیلی زبل تر از این حرفها هستن که دست رو دست بذارن و وقتی ببینن تمام سرگرمیهاشون رو عمه جمع کرده یه گوشه بشیننهاااااااااا....حالا باید تا شب صبر کنیم ببینیم چه خلاقیتی به خرج میدن این گوگولیااااا..


نمیدونم بقیه شهرها رسم دارن یا نه...ولی ما شیرازیها وقتی یکی از نزدیکان باردار باشه دعوتش میکنیم و غذاهایی رو که دوست داره و توی این دوران هوس میکنه رو میپزیم.... اسمش هم هست (آرمه داری)

مناسبت مهمونی امشب ما هم همینه...واسه زن داداش بزرگم....

نینی گوگولیمون هم 2-3 هفته پیش دکتر گفته بود که احتمالا دخمله....

غذاهام هم کلا شیرازی پختم... اگه شد بعدا عکس میذارم


فعلا برم بقیه کارهامو انجام بدم

بعدا نوشت:

مهمونی هم به خوبی و خوشی تموم شد....

مهمونای گلمون 1 ساعتی قبل از افطار رسیدن....ولی ما که جرئت نداشتیم سفره رو بندازیم.... البته 2 نفر خیلی مشتاق بودند سفره پهن شه و ظروف و غذاها چیده بشه تا برن وسط سفره شنا کنن ولی خب ما دستشونو خونده بودیم....

در مورد وروجک ها هم همش صبا می دوید میومد توی اشپز خونه یه وقت عمه دست تنها نباشه ... به همه جای اشپز خونه هم سرک کشید قربونش برم....

نمیدونم اشپرخونه چه جذابیتی براش داره که هر کاریش کنی سر از اشپرخونه درمی اره....

خلاصه که سفره رو چند دقیقه قبل از افطار پهن کردیم .... کلی هم اسباب بازی گذاشتیم برای خانوم کوچولوها ...اما از اونا اصراااااااااار که بذارین بیایم وسط سفره ...از ما انکاااااار

خلاصه که مامانم بچه ها رو بردن توی اتاق باهاشون بازی کردن تا بقیه افطار کنن و خودشون بعدا افطار کردن....

قربون 2 تاییشون برم الان که رفتن جای انگشتای کوچیکشون همه جا هست...شیشه میز توالت.میز جلوی مبل همه جاش...تمام بوفه ها. تمام  گل میزها. عمه فداشون بشه

غذاهامونم که گفتم شیرازی بود همش

کوفته سبزی- کلم پلو- ژله- کارامل- رنگینک- سالاد شیرازی

عکس از بچه ها و شیطنت هاشون میخواستم بگیرم ولی شارژم تموم شد از سفره هم نشد عکس بگیرم فقط همین چند تاس...

ژله الوئه ورا و توت فرنگی




کارامل و رنگینک(نمیدونم بقیه شهرها هم چیزی به اسم رنگینک دارید؟)



سالاد شیرازی


کلم پلو شیرازی



کوفته سبزی شیرازی



این خانوم کوچولو هم صبا هست که رفته سر جا برنجی عمه و عن قریبه که همه برنجها کف اشپزخونه پخش شه فقط همین یه عکس رو شد ازش بگیرم


نوشته شده در جمعه چهارم شهریور 1390ساعت 3:8 بعد از ظهر توسط فاطمه| |

Design By : nightSelect.com